X
تبلیغات
عشق یخی


دنيا كوچكتر از آن است

كه گم شده اي را در آن يافته باشي
هيچ كس اينجا گم نمي شود
آدمها به همان خونسردي كه آمده اند
چمدانشان را مي بندند
و ناپديد مي شوند
يكي در مه
يكي در غبار
يكي در باران
يكي در باد
و بي رحم ترينشان در برف
آنچه به جا مي ماند
رد پايي است
و خاطره اي كه هر از گاه
پس مي زند مثل نسيم سحر
پرده هاي اتاقت را!
دنيا كوچكتر از آن است
كه گم شده اي را در آن يافته باشي
هيچ كس اينجا گم نمي شود
آدمها به همان خونسردي كه آمده اند
چمدانشان را مي بندند
و ناپديد مي شوند
يكي در مه
يكي در غبار
يكي در باران
يكي در باد
و بي رحم ترينشان در برف
آنچه به جا مي ماند
رد پايي است
و خاطره اي كه هر از گاه
پس مي زند مثل نسيم سحر
پرده هاي اتاقت را!

شنبه سی و یکم فروردین 1392 21:52 |- نیما -|



دلم که تنگ می شود

دست به دامان پنجره ها می شوم

دلم که تنگ می شود

بوی خاک باران خورده به دادم می رسد

خاک باران خورده

برگ های خیس

خدای مهربان

تنهایی که فشار می آورد

همه نیست می شوند ... !

جمعه بیست و سوم فروردین 1392 22:28 |- نیما -|



برای خواب معصومانه ی عشق
کمک کن بستری از گل بسازیم
برای کوچ شب هنگام وحشت
کمک کن با تن هم پل بسازیم
کمک کن سایه بونی از ترانه
برای خواب ابریشم بسازیم
کمک کن با کلام عاشقانه
برای زخم شب مرهم بسازیم

بذار قسمت کنیم تنهاییمونو
میون سفره ی شب تو با من
بذار بین من و تو ، دستای ما
پلی باشه واسه از خود گذشتن . . .

دوشنبه دوازدهم فروردین 1392 21:36 |- نیما -|




1040. وقتي تو خيابون 
هَمَرو شبيه اون ميبيني

یکشنبه یازدهم فروردین 1392 23:52 |- نیما -|



che dardie....

جمعه نهم فروردین 1392 23:40 |- نیما -|



www.sepidehmis.blogfa.com

سه شنبه ششم فروردین 1392 23:27 |- نیما -|


خیلی سخته اون لحظه ای که یکی به اشتباه بزرگی که در قبال تو کرده اعتراف می کنه!
اشتباهی به بزرگی تباه شدن زندگیت . . .!
و تو فقط بغض می کنی . . .
و این سوال رو لبات یخ می زنه ...
چرا ؟ ! ؟
آخـــــــه چــــــــــــــــــــــرا لعنتی ؟ !

یکشنبه بیستم اسفند 1391 21:57 |- نیما -|



گاهی وقتـــا
یه نفـــر
باعث می شه که حس کنی
چیزی که تـــو رو روی زمین نگه داشته....
جاذبه ی زمین نیست ....

یکشنبه بیستم اسفند 1391 21:38 |- نیما -|



دل خسته ام از اینجا
از آدمای دنیا
همین امروز و فردا
دل می زنم به دریا
رنگ تو رو می پوشم
از عمق آبیِ عشق
چشم تو رو می نوشم . . .
دل خسته ام از اینجا
از آدمای دنیا
همین امروز و فردا
دل می زنم به دریا
رنگ تو رو می پوشم
از عمق آبیِ عشق
چشم تو رو می نوشم . . .

پنجشنبه هفدهم اسفند 1391 22:9 |- نیما -|



دارد برف می آید در گوش دانه های برف نام تو را زمزمه خواهم کرد
تا برف زمستانی از شوق حضورت بهار را لمس کند . . .
دارد برف می آید در گوش دانه های برف نام تو را  زمزمه خواهم کرد
تا برف زمستانی از شوق حضورت بهار را لمس کند . . .

پنجشنبه هفدهم اسفند 1391 11:32 |- نیما -|


ϰ-†нêmê§