♥ سه شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۳ ساعت 22:49 توسط نیما


♥ دوشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۳ ساعت 18:16 توسط نیما


هر روز یکی رد میشه از تو خیالم
با خیالش خوب میشه حالم
نمیدونم هنوز شاید عاشقشم
هر روز میشینم دم پنجره تا اون
بیاد رد بشه از تو خیابون
نمیدونم هنوز شاید عاشقشم

قلبم داره تند میزنه دیگه خیلی تپش داره
پاهام چرا سمتی که تو میری خیلی کشش داره
عاشقتم شاید..
چشمام چرا رو درِ تو که نمیدونی من اینجام
تو خواب میبینم که تو دستتو میذاری تو دستام
عاشقتم شاید..

♫♫♫

هرشب توی خوابمه حالت چشماش
پُره شرم و خجالته چشماش
نمیدونم هنوز شاید عاشقشم
هرشب بهش فکرمیکنم تا بخوابم
یجوری منو کرده کلافم
نمیدونم هنوز شاید عاشقشم

قلبم داره تند میزنه دیگه خیلی تپش داره
پاهام چرا سمتی که تو میری خیلی کشش داره
عاشقتم شاید..
چشمام چرا رو درِ تو که نمیدونی من اینجام
تو خواب میبینم که تو دستتو میذاری تو دستام
عاشقتم شاید..

♥ یکشنبه سوم اسفند ۱۳۹۳ ساعت 22:3 توسط نیما


. به چه كنم چه كنم گرفتار شده اي براي رفع اين حالت به خدا توكل كن مدتي است كه به كسي دل بسته اي و از خيال او بيرون نمي ايي از او بگذر . خداوند بهتر از آن نصيب تو خواهد كرد .

 

inaaaam az falaaaam                    

♥ جمعه نوزدهم دی ۱۳۹۳ ساعت 9:47 توسط نیما


خداحاااااافظ دوستاااای عزیزم 

♥ جمعه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۳ ساعت 19:17 توسط نیما


مرد که گریه میکنه کوه که غصه میخوره
یعنی هنوزم عاشقه یعنی دلش خیلی پره
آدم که زخمه قلبو با نمک دوا نمیکنه
عشقشو تویه خلوتش شما صدا نمیکنه
وقتی تو غمگینی خیلی غم انگیزم
همدرد پاییزم همراه این برگا اشکامو میریزم
اشکامو میریزم
شبیه تو هر کی که زیر باروونه
شدم یه دیوونه که از تو میخونه دلم زمستونه
دلم زمستونه

بگو به هردوتایه ما یه فرصته دیگه برایه زندگی میدی
بگو که حالو روز این صدایه خسته ی گرفتمو تو فهمیدی
تورو خدا نگو دلت یه عالمه از اینکه عاشقه پشیمونه
بگو که زخم رو دلم کنار تو همیشه تا ابد نمیمونه
وقتی تو غمگینی خیلی غم انگیزم
همدرد پاییزم همراه این برگا اشکامو میریزم
اشکامو میریزم
شبیه تو هر کی که زیر باروونه
شدم یه دیوونه که از تو میخونه دلم زمستونه
دلم زمستونه

برای دانلود اهنگ به لین ک زیر برین   

زخم محمد علیزاده

♥ یکشنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۳ ساعت 21:45 توسط نیما


اگر تنهاترین تنها شوم بازم

 

خدا هست

♥ شنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۳ ساعت 21:43 توسط نیما


تنهایی یعنی تمام تلاشت رو بکنی

که به اونایی که تنها نیستن حسادت نکنی

ولی ته دلت و با تمام وجود حس کنی

که میخوای جای اونا بودی …
 
♥ چهارشنبه نهم مهر ۱۳۹۳ ساعت 0:9 توسط نیما


وقتی که تو نیستی

من هم

تنهاترین اتفاقِ بی دلیلِ زمین ام...

 

♥ سه شنبه هشتم مهر ۱۳۹۳ ساعت 21:31 توسط نیما


هر آدمی باید یک «در» داشته باشد. یک در، که هروقت لازم شد آن را ببندد. ببندد و هراس و دلواپسی و هیاهوی دنیای بیرون را پشت آن در بگذارد و برود توی خودش، توی زندگی خودش که صدای زنگ‌های مختلف و فکر ِکارهایِ نکرده و نگرانی آدم‌های دوروبر و هزار و یک چیز دیگر توویش نیست. 
خودش است و خودش که دلواپس هیچ‌چیز نیست. 
می‌تواند بخوابد، بنشیند، جست‌وخیز کند، فکر کند، فکر نکند، از ته دل بخندد، بغضش را بترکاند و های‌های گریه کند و به هیچ‌کس جواب ندهد که چرا.
بمیرد و به هیچ‌کس بدهکار نباشد که چرا. بماند پشت درش و درش را هیچ‌کس باز که نه، لگد که هیچ، تقه هم نزند. اصلن برود پشت درش و درش را ببندد و فراموش شود. حتا دلواپس این نباشد که در یادها هست. یعنی که خاطره‌ی بودنش را هم از توی مغز و دل آدم‌ها جمع کند و با خودش ببرد پشت درش؛ که هیچ تکه‌ای از وجودش بیرون در جا نمانده باشد.

♥ یکشنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۳ ساعت 22:20 توسط نیما