عشق...
جمعه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 22:3 | نوشته ‌شده به دست نیما | ( )
و عشق

شايد کودکي باشد

که با دلهره

تمام راه را دويده

تا در تاريک روشن زيرزمين

مشتش را باز کند

و نفس نفس زنان

بيتابِ پروانه‌اي شود

که او را چنان با دلهره

تا دل تاريکِ خانه کشانده

... چه تنهايي با شکوهي